زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

من نه آنم که زبونی کِشَم از چرخِ فلک
چرخ بر هم زَنَم اَر غیر مرادم باشد ..
(اندکی تغییر در حافظ جانا!)


به بلاگِ من خوش اومدین
من یه کنکوری بودم!
یه کنکوریِ ۹۶
که هنوز باورم نمیشد چقد زود رسیدم به این سن
از شش سال پیش یا بیشتر، میگفتم پس کنکور کِی میرسه؟
چرا نمیرسه؟ :))))
خلاصه که رسید ..
به این ایمان داشتم که با تلاش همه چی ممکنه
این بلاگو نگه داشتم تا امسال که از کنکور برگشتم!
تجارب و اتفاقاتمو نوشتم ..
ممنون که همراهمین

پیام های کوتاه

انصافا بعد از رسواییِ۲ این فیلم توجه منو به خودش جلب کرد

فیلمی که جالب شروع شد

و جالبتر تموم شد

ایده ی خوبی که داشت این بود از آینده به گذشته میرفت

تیکه تیکه از زندگیش!

همون درسی رو به من یاد داد که بارها توی زندگیم بهش فکر کردم و تحلیلش کردم

پشتِ هر داستانی یه آدمی هست و پشت هر آدمی یه داستانی!

اینکه اگه پدرش ساده نبود و حماقت نمیکرد هیچکدومِ این اتفاقا نمیفتاد

اینکه هرکسی که وارد زندگیمون میشه و یا هر ثانیه ای که به طور دیگه‌ای میگذرونیم چقدر میتونه زندگیمونو عوض کنه

باعث میشه ما آدم بُکشیم، مواد بفروشیم، اخاذی کنیم، دزدی کنیم، و خیلی کارای دیگه ..

شایدم باعث بشه زندگیمون بهتر بشه، گیر نیفتیم و یا یکی از آدمای زندگیمونو به واسطه‌ش بهتر بشناسیم ..

و در نهایت اینکه هیچ‌چیز به شیرینیِ انتقام نیست!

اینکه چقد آدمِ پست و دورو وجود داره که حاضرن به راحتی سرِهم کلاه بزارن

در آخر

اینکه ذاتِ هیشکی عوض بشو نیست

به قول پدرم ذاتِ آدم چیزیه که از کودکی تا پیریش همراهشه

از بچگی هرطور که باشه، تهِ تهِ تهِ اخلاقش همیشه ثابته

آدمِ بدخواه همیشه بدخواهه و آدم خیرخواه همیشه خیرخواه

باشد که ذات تمامیِ مان نیک باشد

شب خوش ..


بعدا نوشت: یا حتی ممکنه همون آدم‌هایی که یهویی وارد زندگیمون شدن واسه رسیدن ما به هدفمون کمکمون کنن، کاملا یهویی!

  • یه کنکوری (رها)

من نه آنَم که زبونی کِشَم از چرخِ فلک

چرخ بر هم زَنَم اَر غیرِ مُرادم باشد ..


حافظ جان با اندکی تغییر!

  • یه کنکوری (رها)

از اونجایی که امسال اولین سالی هست که کنکور انقد دیر برگزار میشه، و امروز هم جمع‌بندیِ ۹۵ایا و تعیین سطح ما ۹۶ایا بود

 توی صفحه چهارم ریاضی کلید آزمون گذاشتن میری میبینی برای ۹۵ایاس

صفحه سوم ریاضی هم که کلا پاسخ نزاشتن

احتمالا ما وجود خارجی نداریم براشون! بدبختیِ داریم ..!

  • یه کنکوری (رها)

اولین آزمونو دادم

و الان رسما دانش‌آموزِ پایه پیش‌دانشگاهی شدم!

آزمون بد نبود

هندسه و جبر خیلی بهتر از چیزی بود که فکر میکردم، با اینکه زیاد روش وقت نزاشتم

فیزیک با اینکه دوتا فصل نخونده بودم ولی بلد بودم بعضیاشو، به لطف خانوم خانی دیگه!

حسابان وقتی رسیدم آخراش دیدم مُشتقه، لعنتی اصن یادم نبود! تا حدی که بلد بودم جواب دادم، ۹تا سوال بی پاسخ ..

شیمی هم خیلی جالب بود! فصل ۱ که نخونده بودم رو بهتر از فصل ۲ و ۳ که خونده بودم زدم .. ولی ۱۰تا نزدم .. این بَده و نشون میده توی دوهفته بعضی مطالب یادم رفته

زبااااان :| اصلا فکر نمیکردم توی قسمتِ زبان هنگ کنم

دستِ کم گرفتم زبانو!

و چون از کنکورای سالای قبل بود سخت بود و ریدینگ های طولانی داشت ..


*ینی زبان رو ۵۰درصد هم نزدم! باید وقت بیشتری روش بزارم

*همچنین مشتق که دیگه تنها چیزیه که از حسابان مونده، اونم کار میخواد

*شیمی فصل ۳ هم باید دوره بشه و فصل ۱ خونده بشه

*فیزیک همون ۲ و ۳ خونده بشه و ۴ یکم بیشتر کار بشه!

  • یه کنکوری (رها)

و ما نسلی هستیم که دلتنگی‌هایمان را در برنامه‌های اجتماعی به جا گذاشتیم

خاطراتمان مُشتی عکس و خیابان‌هایی که در تاریکیِ شب ما را در خود احاطه میکردند

میخواستیم معنای زندگی را دربیابیم، دریغ از آنکه معما نیست، معنا نیست، حس است ..

احساسش نکردیم .. از تمام پستی و بلندی‌هایش عبور کردیم و به اینجا رسیدیم

جایی که دیروزِ فرداهایمان است

پس چرا احساسش نمیکنیم؟ چرا مشتاق گذرش هستیم؟

به مورچه ‌هایی میمانیم که دائم درحال جنب و جوش برای جمع‌آوری دانه به هنگامِ زمستانند؛ غافل از اینکه طوفانی سهمگین در راه است و زمستان، فصلی که مورچه ها شروع به استفاده از غلاتشان میکنند، فصلِ مرگِ آنهاست ..

باشد که بتوانیم لذت‌های اکنون را دریابیم .. :)


#خود_نوشت

  • یه کنکوری (رها)

چُنین که از همه سو دامِ راه می‌بینم

بِه از حمایتِ زُلفش، مرا پناهی نیست

  • یه کنکوری (رها)

ینی میشه یکی الان منو از خواب بیدار کنه بگه ۳ ۴ سال خواب بودی

دیگه بسه!

میشه بِگذره؟

  • یه کنکوری (رها)
همیشه دربرابرِ کسی که بهت آسیب رسونده مهربون باش، غمگین ولی مهربون
یه عذاب وجدانی میگیره که با انتقام هم نمیتونسی اون حس گَند رو در او به وجود بیاری ! #_#
  • یه کنکوری (رها)

هیچی مضخرف تر از این نیست که بقیه بخوان بهت مشاوره بدن

نده عزیز من نده

میدونم نگرانی میخوای کمک کنی ولی باور کن با سکوتت بیشتر کمکم میکنی

حداقل آرامش پیدا میکنم!

باور کن با پرسیدن راجع به اینکه چیا خوندم یا چیا مونده اصلا باعث نمیشه فکر کنم که wow چقد برات مهمم

بلکه بیشتر ذهنم بهم میریزه

کاش میشد هیشکی باهات حرف نزنه، هیشکی! اینطوری خودِ آدم میدونه داره چیکار میکنه

صحبتای بقیه باهام فقط به استرسم اضافه میکنه

و من انقد احمقم که هربار دوباره میشینم باهاشون صحبت میکنم

کاش یه چیزی باشه که وقتی داشتم راجع به کنکور و درسام حرف میزدم بیاد بزنه توی دهنم!

من توی سکوتِ خودم آرومترم. آرامشِ بیشتری دارم

لطفا بفهمید!!

  • یه کنکوری (رها)

خیلی مضخرفه که میای مهمونی خونه ی کسایی که چند ساله به دلیل مشکلات خونوادگی ندیدیشون

چهره های همشون یادم رفته بود انصافا!

بدتر از همه اینکه میدونی چقد آدماى حرف پخش کنی هستن!

ازینایى که میخوان دوطرفو نگه دارن!!!

هووف چرا از اینجا نمیریم؟ -_____-

کلا از مهمونی های خونوادگی بدم میاااااد -.-

  • یه کنکوری (رها)