زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

۳۱ مطلب با موضوع «اعصاب خردی نوشت» ثبت شده است

تنها باش

درسته ۳ ساله رفیقمه
لحظه‌های خوش زیادی داشتیم و خیلی شبیه هم شدیم
ولی الان فقط دوست ناباب شناخته میشه که با سرگرمیا، فکرو مشغول میکنه
وقتی هم نصیحتش میکنی، اون فقط صورت میشه و کل روزتو به گه میکشه

بالاخره یه روز باید رفیقاتو گلچین کنی
خب وقتشم الانه

انقد با بقیه نگین نخندین که بعدا مجبور شین ثابت کنین یه اوسکول نیستین

تنها باشین
۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۲۵ ۴ نظر
یه کنکوری

آدمای لعنتی

خب شاید قراعت‌خونه‌ی مدرسه با همه‌ی گه بودنش یه جای خوبی باشه واسه اینکه یاد بگیرم با آدما زندگی کنم و نیش و کنایه‌هاشونو حواله کنم و با اینکه حالم ازشون بهم میخوره بتونم کنارشون بخندم و چیزایی که دارمو تقسیم کنم

- هنوز واسه‌ی ورود به جامعه‌ی بزرگتری با آدمای بیشتری مثل دانشگاه آماده نیستم

#تک‌بچه ولی #لوس نه
۰۶ دی ۹۵ ، ۲۲:۵۰ ۷ نظر
یه کنکوری

همین دیگه

من از پس این شیب لعنتی

پیشونی و کلی چین بی‌دلیل

بر میام یه روز ..

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۶ ۲ نظر
یه کنکوری

لعنت

یادم نمیره

هیچیو یادم نمیره

۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۹:۵۶ ۵ نظر
یه کنکوری

به درک

گور بابای هرکی نموند

درستو بخون دختر

تهش، خودتی و خودت

۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۲۵ ۶ نظر
یه کنکوری

سرماخوردگی :||||

از چهارشنبه بعد از ظهر تا همین امروز
دچار ویروس سرماخوردگی :|
لعنتی ۳روزه منو از درس و زندگی انداخته
چقد عقب افتادم از برنامم!
امروزم که مدرسه نرفتم
هعییی
جبران بشه فقط!
۰۱ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۹ ۵ نظر
یه کنکوری

درد دل طولانیم!

سه هفتس که درست حسابی نیومدم بنویسم !
حس نوشتن نبود یا حالم خوب نبود یا وقت نمیشد رو نمیدونم ..!
داره میگذره ..

الانم توی کافه نشستم، کافه‌ی همیشگی و تخت همیشگی !
انقد اومدم که منو میشناسن دیگه
کافه‌چی میگه کم پیدا!!!
سرده
خیلی سرده
از کتابخونه که میومدم بیرون هوا خیلی خوب بود، دوس داشتم برم بیرون
رسیدم خونه دیدم کلید همراهم نیست و مامانم رفته بیرون از شهر
بهونه جور شد واسه بیرون رفتن!
زنگ یکی زدم، کار داشت .. نمیتونست بیاد .. :)
زنگ رفیقم زدم و اومد
الانم رفت
دوساعت و نبمه اینجا نشستم توی این سرما
مقاومت میکنم و نمیرم توی محیط بسته!
22:22 :)
دلمان بس تنگ است .. ولی دلتنگی دلیلی برای اشتباه دوباره نیست .. :)
بعضی وقتا دوس داری فقط خودتو آزار بدی
سردته داری میلرزی ولی همچنان نشستی!
[ اه چقد این دختره روی تخت بغلی جیغ جیغ میکنه :| ]
داشتم میگفتم
کاش یسری اشتباها رو نمیکردم
بعضی حرفارو نمیزدم
کاش کنکور تموم شه تا تکلیفم معلوم شه .......

:)
۱۱ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۷ ۷ نظر
یه کنکوری

خب بعدش چی؟

معلوم نیست این بغضایی که توی گلومون خفه میشه
بعدا چی به سرمون میاره

۰۵ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۷ ۷ نظر
یه کنکوری

خستمه ..

همیشه دوست داشتم بتونم تغییر کنم

ولی هربار فقط تغییرای منفی توی خودم ایجاد کردم

تغییر کردن در جهت مثبت سخته ..

همونطور که ساعت همیشه در خلاف جهت دایره مثلثاتی میچرخه، در جهت منفی ..


نمیدونم چیکار کنم

خستمه

هربارم تفریح میکنم فقط میگن اینکار نکن اونکار نکن درست بخون

اینطوری اون تفریح هم بهم حروم میشه

اینطوری فکر میکنم کنکور لعنتی داره حالمو بد میکنه

نمیخوام کم بیارم

ولی سختمه .. ساعت مطالعه‌م اومده پایین

انگیزه‌ای ندارم

فقط میگم شریف، ولی دارم کم میارم


خدایا خودت درستش کن .. بهم نیرو بده که تا تهش برم ..

۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۷ ۰ نظر
یه کنکوری

خر نباش

خر نباش خر نباش خر نباش!!


اعتماد یعنی مرگ :)

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۱۹ ۱۳ نظر
یه کنکوری