زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

من نه آنم که زبونی کِشَم از چرخِ فلک
چرخ بر هم زَنَم اَر غیر مرادم باشد ..
(اندکی تغییر در حافظ جانا!)


به بلاگِ من خوش اومدین
من یه کنکوری بودم!
یه کنکوریِ ۹۶
که هنوز باورم نمیشد چقد زود رسیدم به این سن
از شش سال پیش یا بیشتر، میگفتم پس کنکور کِی میرسه؟
چرا نمیرسه؟ :))))
خلاصه که رسید ..
به این ایمان داشتم که با تلاش همه چی ممکنه
این بلاگو نگه داشتم تا امسال که از کنکور برگشتم!
تجارب و اتفاقاتمو نوشتم ..
ممنون که همراهمین

پیام های کوتاه

۶ مطلب با موضوع «سخنان بزرگان و دیالوگ نوشت» ثبت شده است

- تئو چی میشد اگه از فردا تو این قدرت رو نداشته باشی؟
+ پس بهتره همین امروز ازش استفاده کنیم :)

#توربو
  • ۱ نظر
  • ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۱
  • یه دانشجو

به یاد داشته باش انسان چون بومی سفید قدم دردنیا می گذارد. خدا هیچ طرح و نگاری در تو ایجاد نمی کند. تو از قبل برنامه ریزی نشده ای. 


چیزی بنام سر نوشت وجود ندارد. سرنوشت اختراع انسانهای ترسو و بزدل و کسانی است که نمی خواهند از زندگی شان چیزی پدید آورند. آنان همه مسوولیتها را به گردن خدا می اندازند و آنرا سرنوشت، قسمت و هزاران چیز دیگر می خوانند. اما همه اینها اساسا ترفندهایی برای شانه خالی کردن از این است که " من مسوول زندگی خود هستم. هرآنچه که اکنون هستم خودم آفریده ام و هرآنچه قرار است فردا باشم، آنرا امروز می آفرینم. 


در مورد دیروز کاری نمی توان انجام داد. نباید در مورد آن نگران بود. هر آنچه که بود گذشته. اما امروز هنوز در دسترس است و از امروز است که تمام فرداها پدید خواهند آمد. " و اگر تو اندکی هشیار باشی، همه ماجرا دگرگون می شود. ما کاملا مسوول هر آنچه هستیم، که هستیم. این نخستین چیزی است که باید بپذیریم این کار در آغاز دردآور است، زیرا " خود " احساس می کند از هم متلاشی می شود: " من مسوول هستم؟ پس همه این شلوغی و آشفتگی را خودم آفریدم؟ " این، " خود " ما را آزرده می کند اما اگر از آن آگاه شویم، این آگاهی به سرآغازی برای یک زندگی جدید تبدیل می شود. 


تکانهایی کوچک کافیست تا چهره غمگین را به چهره ای خندان تبدیل کند. اما هرکاری باید بکنیم باید همین امروز انجام دهیم،‌ زیرا گذشته دیگر وجود ندارد و آینده هنوز نیامده است. آنچه در دسترس ماست امروز است و امروز به تنهایی کافیست. 


ابرهای سپید

  • یه دانشجو

تلاش



از تو حرکت، از خدایت برکت ..

  • ۴ نظر
  • ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۳۳
  • یه دانشجو

اسکیپر: کوآلسکی اعلام وضعیت؟

کوآلسکی: به احتمال 95% هممون میمیریم.

اسکیپر: و اون 5% باقی مونده؟

کوآلسکی: تبدیل میشیم به بهترین پنگوئن هایی که تاریخ به خودش دیده.

اسکیپر: من همون 5 درصدو دوست دارم.


وااای که چقد این خوبه !

#ریسک

  • ۳ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۲
  • یه دانشجو

- اونا به اعتقادت اهمیت نمیدن

+ اعتقادِ من نیاز به اونا نداره

:)

  • یه دانشجو

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.

این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند  و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند


------------


فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ،

اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند

فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ..

می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "


------------


پی نوشت: چقدر به صادق شبیهم :)

  • یه دانشجو