زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طعنه» ثبت شده است

وقتی انقد حرف داری که تنها کارِت سکوته :)

چقد سخته .. خودتو آروم نگه داری

در برابر حرفاشون طعنه هاشون نابودکردناشون

همه ی حرفاشونو میزنن و زحمتاتو بی ارزش میبینن

و توقع دارن ناراحت نشی ..

وقتی دربرابر حرفاشون حتی اشک هم نمیتونی بریزی

انقد شوکه میشی که فقط نگاهشون میکنی

:)

۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۱۱ ۰ نظر
یه کنکوری

صادق یا من؟ مسئله این است!

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.

این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند  و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند


------------


فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ،

اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند

فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ..

می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "


------------


پی نوشت: چقدر به صادق شبیهم :)

۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۶ ۲ نظر
یه کنکوری