زندگیِ یه کنکوریِ [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درس» ثبت شده است

هنوز شروعِ داستانمونه !!

روز به روز دارم بیشتر انرژی میگیرم

منی که هر پارتِ یکساعته رو به زور میخوندم حالا پارتِ ۹۰دقیقه ای واسم عادته

چه خوبه تمرین!

و تو هربار تمرین میکنی از روزِ قبلِت بهتر باشی !


^__________^

۲۲ تیر ۹۵ ، ۲۰:۲۱ ۰ نظر
یه کنکوری

مرغِ سحر، ناله سر کن ..!

از فردا، فردا فردا ..

۲۰ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۶ ۱ نظر
یه کنکوری

ش.ش

خوشحالی ینی وقتی با یکی که درسش خ خوبه و کنکوریه (ش.ش) صحبت میکنی و بهت میگه چیکارا کنی!
به قول اون:
"اگه تو نتونی پس کی بتونه!"
۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۴ ۰ نظر
یه کنکوری

آزمون تعیین سطح قلمچی ..!

اولین آزمونو دادم

و الان رسما دانش‌آموزِ پایه پیش‌دانشگاهی شدم!

آزمون بد نبود

هندسه و جبر خیلی بهتر از چیزی بود که فکر میکردم، با اینکه زیاد روش وقت نزاشتم

فیزیک با اینکه دوتا فصل نخونده بودم ولی بلد بودم بعضیاشو، به لطف خانوم خانی دیگه!

حسابان وقتی رسیدم آخراش دیدم مُشتقه، لعنتی اصن یادم نبود! تا حدی که بلد بودم جواب دادم، ۹تا سوال بی پاسخ ..

شیمی هم خیلی جالب بود! فصل ۱ که نخونده بودم رو بهتر از فصل ۲ و ۳ که خونده بودم زدم .. ولی ۱۰تا نزدم .. این بَده و نشون میده توی دوهفته بعضی مطالب یادم رفته

زبااااان :| اصلا فکر نمیکردم توی قسمتِ زبان هنگ کنم

دستِ کم گرفتم زبانو!

و چون از کنکورای سالای قبل بود سخت بود و ریدینگ های طولانی داشت ..


*ینی زبان رو ۵۰درصد هم نزدم! باید وقت بیشتری روش بزارم

*همچنین مشتق که دیگه تنها چیزیه که از حسابان مونده، اونم کار میخواد

*شیمی فصل ۳ هم باید دوره بشه و فصل ۱ خونده بشه

*فیزیک همون ۲ و ۳ خونده بشه و ۴ یکم بیشتر کار بشه!

۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۲ ۱ نظر
یه کنکوری

لطفا مشاوره ندهید ، باتشکر :|

هیچی مضخرف تر از این نیست که بقیه بخوان بهت مشاوره بدن

نده عزیز من نده

میدونم نگرانی میخوای کمک کنی ولی باور کن با سکوتت بیشتر کمکم میکنی

حداقل آرامش پیدا میکنم!

باور کن با پرسیدن راجع به اینکه چیا خوندم یا چیا مونده اصلا باعث نمیشه فکر کنم که wow چقد برات مهمم

بلکه بیشتر ذهنم بهم میریزه

کاش میشد هیشکی باهات حرف نزنه، هیشکی! اینطوری خودِ آدم میدونه داره چیکار میکنه

صحبتای بقیه باهام فقط به استرسم اضافه میکنه

و من انقد احمقم که هربار دوباره میشینم باهاشون صحبت میکنم

کاش یه چیزی باشه که وقتی داشتم راجع به کنکور و درسام حرف میزدم بیاد بزنه توی دهنم!

من توی سکوتِ خودم آرومترم. آرامشِ بیشتری دارم

لطفا بفهمید!!

۱۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۳۲ ۲ نظر
یه کنکوری

خونه ی خاله!

رفته بودیم خونه ی خاله کوچیکی رو ببینیم
هنوز دارن میسازن
کامل نشده و دوماه و نیم دیگه عروسیه!
درس زیاد نشد بخونم ..
مهمونی و عید دیدنی و اینا!
لطفا وقتی بچتون درس داره نبرینش مهمونی
مرسی اه :|
۱۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۲۴ ۰ نظر
یه کنکوری

صبحِ عید

ساعت خواب کلا بهم ریخته!

ساعت ۱۰ صبحه و من هنوز شروع نکردم

لعنتی ..

۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۹:۵۱ ۰ نظر
یه کنکوری

ینی میشه؟

ینی میشه ؟

موقع اعلام نتایج، از سازمان سنجش زنگ خونمون بزنن؟ 😶

متوجهین که؟ 😁

۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۶ ۰ نظر
یه کنکوری

به نامِ خدا !!

سلام!

منِ کنکوری این وبلاگو ساختم تا حرفامو بزنم

خب میدونین! سخته

آدم یه جاش کم میاره خسته میشه از درس میبُره

ولی چ میشه کرد!

بایستی ادامه داد

تا در نهایت اسمت بره توی لیست دانشجویانِ نرم‌افزارِ شریف

حالا یا شریف یا امیرکبیر!

سالِ دیگه همچین روزی من کنکورمو دادم!

خلاصه که، ما میخونیم

دیگه بقیش با خدا !

خدایا به امیدِ خودت ..

عید فطرتون هم مبارک!

۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۱ ۴ نظر
یه کنکوری