زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

من نه آنم که زبونی کِشَم از چرخِ فلک
چرخ بر هم زَنَم اَر غیر مرادم باشد ..
(اندکی تغییر در حافظ جانا!)


به بلاگِ من خوش اومدین
من یه کنکوری بودم!
یه کنکوریِ ۹۶
که هنوز باورم نمیشد چقد زود رسیدم به این سن
از شش سال پیش یا بیشتر، میگفتم پس کنکور کِی میرسه؟
چرا نمیرسه؟ :))))
خلاصه که رسید ..
به این ایمان داشتم که با تلاش همه چی ممکنه
این بلاگو نگه داشتم تا امسال که از کنکور برگشتم!
تجارب و اتفاقاتمو نوشتم ..
ممنون که همراهمین

پیام های کوتاه

۴۳ مطلب با موضوع «غم نوشت» ثبت شده است

اینکه مدتی قبل از انتخاب رشته سریال بیگ بنگ رو ندیدم به دلیل اینکه یادم بره چقدر به فیزیک علاقه دارم نمیدونم کار منطقی ایه یا نه

ولی در هر صورت نمیشه بین کامپیوتر و فیزیک اولویت بندی کرد

امیدوارم بتونم هر دو رو پیش ببرم

..

  • ۸ نظر
  • ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۲
  • یه دانشجو

مریم میرزاخانی هم از بین ما رفت ..

وقتی بیدار شدم و این خبرو شنیدم،

شوکه شدم و فقط اشک ها بودند که داشتند سرازیر میشدند ..

دنیا همینقدر پوچه ..

همینقدر پوچ ..

از حادثه تصادف شریفی ها نجات پیدا کرده بود (76)

امسال بر اثر سرطان از بین ما رفت (96)


همه ی ما آمده ایم تا برویم .. :)

  • یه دانشجو
:)
  • یه دانشجو

من از پس این شیب لعنتی

پیشونی و کلی چین بی‌دلیل

بر میام یه روز ..

  • یه دانشجو

یادم نمیره

هیچیو یادم نمیره

  • یه دانشجو

خب ۱۵۰مین روز وبلاگم مبارک!

همینجوری الکی خواستم یه چی باشه که واسش تبریک بگم

خب ۱۵۳روز از اونشب نحس گذشت

پشیمونیا از اونموقع شروع شد

کاش میشد

ینی میشد؟


- ساعت برگرد

  • یه دانشجو
از چهارشنبه بعد از ظهر تا همین امروز
دچار ویروس سرماخوردگی :|
لعنتی ۳روزه منو از درس و زندگی انداخته
چقد عقب افتادم از برنامم!
امروزم که مدرسه نرفتم
هعییی
جبران بشه فقط!
  • یه دانشجو

از خانه که می‌آیی
یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور
احتمالِ گریستنِ بسیار ما است ...

  • یه دانشجو
سه هفتس که درست حسابی نیومدم بنویسم !
حس نوشتن نبود یا حالم خوب نبود یا وقت نمیشد رو نمیدونم ..!
داره میگذره ..

الانم توی کافه نشستم، کافه‌ی همیشگی و تخت همیشگی !
انقد اومدم که منو میشناسن دیگه
کافه‌چی میگه کم پیدا!!!
سرده
خیلی سرده
از کتابخونه که میومدم بیرون هوا خیلی خوب بود، دوس داشتم برم بیرون
رسیدم خونه دیدم کلید همراهم نیست و مامانم رفته بیرون از شهر
بهونه جور شد واسه بیرون رفتن!
زنگ یکی زدم، کار داشت .. نمیتونست بیاد .. :)
زنگ رفیقم زدم و اومد
الانم رفت
دوساعت و نبمه اینجا نشستم توی این سرما
مقاومت میکنم و نمیرم توی محیط بسته!
22:22 :)
دلمان بس تنگ است .. ولی دلتنگی دلیلی برای اشتباه دوباره نیست .. :)
بعضی وقتا دوس داری فقط خودتو آزار بدی
سردته داری میلرزی ولی همچنان نشستی!
[ اه چقد این دختره روی تخت بغلی جیغ جیغ میکنه :| ]
داشتم میگفتم
کاش یسری اشتباها رو نمیکردم
بعضی حرفارو نمیزدم
کاش کنکور تموم شه تا تکلیفم معلوم شه .......

:)
  • یه دانشجو

معلوم نیست این بغضایی که توی گلومون خفه میشه
بعدا چی به سرمون میاره

  • یه دانشجو