زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

در مدار روزگار و گردش چرخ فلک، عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی ..

زندگیِ یه دانشجوی [ ۹۶ ] :))

من نه آنم که زبونی کِشَم از چرخِ فلک
چرخ بر هم زَنَم اَر غیر مرادم باشد ..
(اندکی تغییر در حافظ جانا!)


به بلاگِ من خوش اومدین
من یه کنکوری بودم!
یه کنکوریِ ۹۶
که هنوز باورم نمیشد چقد زود رسیدم به این سن
از شش سال پیش یا بیشتر، میگفتم پس کنکور کِی میرسه؟
چرا نمیرسه؟ :))))
خلاصه که رسید ..
به این ایمان داشتم که با تلاش همه چی ممکنه
این بلاگو نگه داشتم تا امسال که از کنکور برگشتم!
تجارب و اتفاقاتمو نوشتم ..
ممنون که همراهمین

پیام های کوتاه

خب یه آماری بدیم از این چندوقت عدم فعالیت :دی

ببینید شروع دانشگاه همه چی رو متفاوت جلوه میده،

شما میتونی روز قبل دانشگاه رو یجور سیو کنی،

روز بعد دانشگاه رو هم یجور.

بعد میبینی که چقدر تفاوته!!

اینم صرفا برای جوّ دانشگاست و اینکه اونجا اکثر آدما هم‌رشته‌ای شماعن و ممکنه حس کنی گااااد! چقدر رقیب! چقدر هم‌عقیده و هم‌هدف!

بعد اینکه توی دانشگاه و خوابگاه یه جوّ فعال و پویایی وجود داره؛

به این صورت که ممکنه اگه برای تعطیلات برگردی شهر خودت ببینی که فقط حس لش کردن داری!

ینی دو آدم متفاوتی.


دیشب/پریشب که یادم نیست دقیق کِی بود! با دوستان قدیمی رفتم بیرون و خب قهقهه‌هایی سر دادیم که خیلی وقت بود خبری ازش نبود!

توی دانشگاه شدم یه آدم اوکی و سنگین که آهسته میره آهسته میاد و نهایتا میره پارک لاله و انقلاب با دوستش میچرخه!

درس هم میخونیم، کد هم میزنیم، تایپ هم میکنیم و راجع به ریاضی و فیزیک حرفای دوست‌داشتنی میزنیم!

اینجوری میگذره زندگی دانشجویی من

و من چقدر راضیم از این زندگی جدیدی که پیدا کردم!


ایام به کامتون.

خوش باشید!

  • یه دانشجو

عاره خلاصه،

فکر میکردیم میریم سی‌اس امیرکبیر میخونیم.

ولی خب ای دل غافل!

امسال سهمیه ۵درصدی که اضافه شد هیچ،

ظرفیتا که کم شد هیچ،

علاقه‌ی ملت به کامپیوتر زیاد شد.

علاقه که چه عرض کنم،

فکر کردن برن کامپیوتر بخونن مثل چی پول درمیارن.

رفتن!

کامپیوتر جای برق و مکانیک رو گرفته الان!

کامپیوتر واسه ریاضیا مثل پزشکی واسه تجربیاست!!!!

عاره دیگه چندروزیه تهران مستقرم و سومین روز هست که رفتم دانشگاه.

راضیم به رشته‌م،

و خب به هدفایی که برای بعدش دارم هم راضیم.


خوش میگذره دانشگاه

خوش بگذرونید شماعم :دییییی

  • یه دانشجو

اینکه مدتی قبل از انتخاب رشته سریال بیگ بنگ رو ندیدم به دلیل اینکه یادم بره چقدر به فیزیک علاقه دارم نمیدونم کار منطقی ایه یا نه

ولی در هر صورت نمیشه بین کامپیوتر و فیزیک اولویت بندی کرد

امیدوارم بتونم هر دو رو پیش ببرم

..

  • ۸ نظر
  • ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۲
  • یه دانشجو

تا 15 روز بعد از کنکور همه چیز روی برنامه بود ..

و مرداد رسما رو هوا بود :))

توی مرداد چنتا کتاب خوندم و سریال دیدم و کد زدم

و از امروز به طور جدی تری شروع به کد زدن کردم

همچنان منتظر نتیجه ها هم هستم :))

آها رانندگی هم میرم :))

دیگه کار خاصی انجام ندادم فعلا :-"


کنکوریا در چه حالن؟ :))

  • یه دانشجو

این چند روز آخر به هیچ وجه استرس نداشتم

اما دیشب ساعت 12 و اینا بود که کم کم استرسم شروع شد

مثل هرشب تا صبح بیدار بودم منتها یکم زودتر خوابم برد

ساعت 11 مامانم بیدارم کرد و گفت نفرات برتر اعلام شدن :))

حدود یه ربع بعدش بود که نتایج ما هم اومد

وقتی میخاستم کد رو وارد کنم داشتم میلرزیدم!

تا حدود نیمساعت همینطور داشتم میلرزیدم ولی خب حس خاصی نداشتم

چون طبق تخمینم شده بود و انتظارشو داشتم

به احتمال زیاد انتخاب رشتمم کردم و میدونم چی میخوام برم

دیگه ببینیم چی میشه ..

راضی عم

خدایا شکرت :)

  • یه دانشجو

مرسی بابت حرف‌هاتون توی پست قبلی


میدونید درواقع من بین مهندسی‌کامپیوتر، علوم‌کامپیوتر و فیزیک موندم

به شدت به هر۳ علاقه دارم و نمیدونم چطور انتخاب کنم

از یه سری دانشجوها درباره مشکلات و خوبی‌های هر رشته پرسیدم


مثلا فیزیک برای اپلای خوبه چون علوم پایه‌ست و کارای تحقیقاتی زیادی میشه انجام داد

از طرفی فکر و ذهن کاملی رو میطلبه و تمرکز بالایی باید روی مباحث داشته باشی


علوم‌کامپیوتر و مهندسی‌کامپیوتر تا اونجایی که تحقیق کردم خیلیا گفتن تفاوتی توی بازارکار دیده نمیشه، و کسی که به کامپیوتر علاقه داره میتونه در هرصورت به خوبی کد بزنه و تلاش خودش رو بکنه


بهرحال الان جدا از اینکه دارم از تابستون لذت میبرم، فکرم درگیر انتخاب رشته‌ست و نمیخوام هیچوقت پشیمون بشم از انتخابم

  • یه دانشجو

پست و مطالب زیادی از قبل کنکور راجع به اینکه برم سی اس یا سی ای خوندم

ولی هنوزم نمیدونم چیکار کنم

یه عده میگن اگه بری سی اس نمیتونی به کدزنی بپردازی به اون صورت و همچنین بیشتر ریاضی طوره

یه عده میگن اکثر واحدا مثل همه و مشکل خاصی ایجاد نمیکنه

و اینکه برم یه دانشگاه بالاتر ولی سی اس بخونم تا اینکه توی دانشگاه پایینتر سی ای

واقعا نمیدونم چیکار کنم!

  • یه دانشجو
ما حبسیم توی این دنیا
مثل اینکه یکی چنتا ربات با هوش مصنوعی فوق العاده ساخته
براشون یه فضای مجازی و درکی واقعی از این فضای مجازی قرار داده
و بهمون این باور رو القا کرده که واقعیت همینه
توی کالبدهای به شکل انسان حبس شدیم و از حقیقت دورتر میشیم
بچگیاتون خونه ی اسباب بازی داشتید؟
این داستان تقریبا شبیه همونه
عروسکهای داخل خونه ی اسباب بازی تفکر خودشونو نسبت به موقعیتشون دارن
ما رو نمیبینن و تصور میکنن دنیاشون محدود به اون خونه کوچیکه
حتی فکر میکنن خودشون حرکت میکنن درحالی که این ما هستیم که تصمیم میگیریم چیکار کنن
تاحالا شده با کالبدتون احساس غریبگی داشته باشید؟
مثل یه روحی که کالبد خودشو پس میزنه
اگه ما این نباشیم چی؟
اگه یه تصور باشیم؟
اگه فقط یه هولوگرام باشیم؟
حتی اگه واقعا نباشیم؟
مثلا درحال حاضر این حرف ها برای من نباشه
یکی دیگه میخواد بنویسمشون
یکی که توی بعد بالاتری نسبت به من قرار داره
شده تصور کنین جای یکی دیگه هستین؟
قطعا توی خوابتون اتفاق افتاده
اگه واقعا جای یکی دیگه باشیم چی؟
اگه خواب ها واقعی باشن و ما رویا باشیم چی؟

نیازی نیست حتما جواب بدید
هیچکس برای این سوال ها جواب قانع کننده ای نداره
نوشتم تا بگم بیاین یه مقدار از دور و از لحاظ علمی به این زندگی نگاه کنیم
پیروز باشید :)
  • یه دانشجو

وقتی یه دردی رو تجربه میکنی چیزای بیشتری از گذشته بهت یادآوری میشه

حنی کارهای بیشتری هم میتونی انجام بدی

چراکه خیلی از کارها رو به خاطر ترس انجام نمیدی

درد ترس رو از بین میبره

  • یه دانشجو

مریم میرزاخانی هم از بین ما رفت ..

وقتی بیدار شدم و این خبرو شنیدم،

شوکه شدم و فقط اشک ها بودند که داشتند سرازیر میشدند ..

دنیا همینقدر پوچه ..

همینقدر پوچ ..

از حادثه تصادف شریفی ها نجات پیدا کرده بود (76)

امسال بر اثر سرطان از بین ما رفت (96)


همه ی ما آمده ایم تا برویم .. :)

  • یه دانشجو